تبليغاتX
♥☺☻جوک و SMS عکس خفن☻☺♥

♥☺☻جوک و SMS عکس خفن☻☺♥

♥☺☻...........اس ام اس - جوک - عکس - داستانک - معما - شعر...........☻☺♥

نامه دختری به جومونگ که لو رفت

سلام آقای جومونگ.
امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد.
اگر از احوال اینجانب و سایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی و تمام اعضای گروه دامون هستم.
هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستند و هرسه شنبه و جمعه مشتاقانه پای تلویزیون می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی و یاران را ببینند و مرحبا بگویند و بر هر چه تسو و تسوئیان لعن و نفرین بفرستند.
و البته بعضی ها هم به خاطر تماشای جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشای سریال شما می نشینند.
به من چه؟
مرا که توی قبر اونها نمی گذارند.
غرض فقط این بود که بگویم اینجا همه جور آدمی هست.
آقای جومونگ من خیلی خوشحالم که سریال شما را تلویزیون ما نشان می دهد.
آخه می دانید؟
ماتوی سرزمین بزرگ مان اصلا آدمی مثل شما نداریم!
نه درتاریخ مان نه در قصه ها و افسانه هامان مثل شما نداریم.
به همین جهت دیدن شجاعت های شما، درستی شما، کاردانی شما برایمان لذت بخش است.
چه کسی می تواند سه تا تیر در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟
چه کسی می تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمی مثل تسو را به دست بیاورد؟
چه کسی می تواند یک تنه به وسط یک فوج بزند و همه را از دم تیغ بگذراند؟
این کار فقط و فقط ازجنابعالی برمیاید.
عموی پدرم می گوید رستم زور صدتا جومونگ راداشته است.
ولش کنید لطفا، پیر است و هذیان می بافد. کلی هم اسم های اجغ وجغ مثل گیو و گودرز و سیاوش و بیژن و کیخسرو و اینها پشت سرهم ردیف می کند که مثلا اینها اساطیر مایند.
من که جدی اش نمیگیرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالی سر تر بودند چرا صدا و سیمای ما ازشان فیلم نمی سازد؟
مگر رستم همانی نبود که چند وقت پیش ها یک سریالی ازش نشون داد؟
اونکه اصلا لاجون بود. فقط حرف میزد . اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستیم.
داداشم دیروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاریخشون می گفت که ما یه ستارخانی داریم که مثل جومونگ افسانه نیست و واقعی است و تازه از جومونگ هم چیزی کم نداره و کلی ازشجاعت و کاردرستی اش گفت.
گفتم داداشم گوش کن. من هم ستارخان راخوب می شناسم. همونی یه که اسمش رو خیابون دایی اینهاست. اما اگه کارش درست بود لابد یه فیلمی، سریالی چیزی ازش می ساختند.
بد که نگفتم.
خلاصه اینجا هرروز یه اسطوره علم می کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمی شه.
اما گوش من بدهکار این حرفها نیست.
من فقط مخلص جومونگم و غیر جنابعالی اسطوره ای ندارم.
دور دور جومونگ است وبس.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت   توسط رضا  | 

13 جمله کلیدی پزشکان

 

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!
یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!
هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می‌گیرم!
دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه‌های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
ابن بیماری الان خیلی شایعه:یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ‌های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه‌های درمانتون رو باهاش قسمت کنم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

خانومای عزیز نخونن باعث گریشون میشه

چرا دخترا دارای وجدان پاکی هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا دخترا هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

چرا روانکاوی دخترا خيلی سريع تر نسبت به آقایون انجام می پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، خانومها همان جا قرار دارند

اگر يک پسر و يک دختربا هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
آقا، چرا که خانومه راه را گم می کند

شباهت دخترا با آگهی های بازرگانی چيست؟
شما نمی توانيد يک کلمه از حرف های آنها را باور کنيد و هيچ چيز برای زمانی بيش از 60 ثانيه دوام نمی آورد

فرق بين نرخ اوراق بهادار با دخترا در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

دليلی که دخترا به مسائل کاری خود فکر نمی کنند؟
فکري ندارند - کاری ندارند

دخترا لباس هايشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن"

چرا دخترا تنها در نيمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

چرا دخترا مجرد جذب آقایون باهوش می شوند؟ دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

مزه شوهر

دختري كرد سوال از مادر
كه چه طعم و مزه دارد شوهر
اين سخن تا بشنيد از دختر
اندكي كرد تامل مادر
گفت با خود كه بدين لعبت مست
گر بگويم مزه اش شيرين است
يا غم شوي روانش كاهد
يا بلافاصله شوهر خواهد
ور بگويم مزه اش تلخ است
تا ابد مي كشد از شوهر دست
لاجرم گفت به او اي زيبا
ترش باشد مزه شوهر :
دخترك در تب و تاب افتاد
گفت: مادر دهنم آب افتاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

شما فكر مي كنيد زنها از مردها چه مي خواهند؟

::::شروع آشنایی::::
1- خوش اندام و قشنگ باشد

2- جذاب باشد

3- داراي موقعيت شغلي باشد

4- شنونده خوبي باشد

5- شوخ و بذله گو باشد

6- قامت برازنده داشته باشد

7- خوش لباس باشد

8- قدرشناس باشد

9- در ذهنش انديشه هاي حيرت انگيز و شگفت آور وجود داشته باشد

10- عاشق خوبي باشد و اهل خيالپردازي باشد


::::در 32 سالگي ::::

1- قيافه اش خوب باشد(اولويت با كساني كه دچاركچلي يا كم مويي نيستند)

2- در ماشين را براي خانم باز كند و صندلي را براي خانم از پشت ميز بيرون بكشد

3- به قدر كافي براي خوردن يك شام گران قيمت در خارج از منزل پول داشته باشد

4- بيش از آنچه حرف مي زند، گوش كند

5- به لطيفه هاي خانم بخندد

6- به راحتي بتواند ساكهاي سنگين حاوي مواد خوراكي را حمل كند

7- حداقل يك كراوات داشته باشد

8- در قبال خوردن يك غذاي خوب خانگي تشكر كند

9- تاريخ تولد و سالروز ازدواج را به خاطر داشته باشد

10- حداقل يك بار در هفته حرفهاي عاشقانه بزند

 

::::ليست بازنويسي شده در 42 سالگي ::::

1- خيلي زشت نباشد

2- قبل از آمدن من ، با ماشين به راه نيفتد

3 - يك كار ثابت داشته باشد و بتواند حداقل يك بار در سال خرج شام بيرون از خانه را بپردازد

4- وقتي من حرف مي زنم بتواند سرش را تكان بدهد

5- لطيفه هاي كهنه و قديمي را به خاطر داشته باشد

6- به قدر كافي توانايي داشته باشد تا بتواند در جابه جاكردن مبلمان كمك كند

7- پيراهني بپوشد كه برآمدگي شكمش را بپوشاند

8- شيشه آبليمويي را كه نوار اطمينان درش باز شده ، تشخيص بدهد و آن را نخرد

9 - به خاطر داشته باشد كه درب محافظ توالت فرنگي را قبل از خروج سر جايش بگذارد

10- آخر هر هفته صورتش را اصلاح كند


::::در 52 سالگي ::::

1- موهاي گوش و بيني اش را كوتاه كند

2- در اماكن عمومي آروغ نزند و خرخر نكند

3- خيلي زياد پول قرض نگيرد

4- وقتي من ابراز محبت مي كنم به خواب نرود

5- لطيفه هاي تكراري را هفته يي چندبار نگويد

6- ظاهرش به قدري مناسب باشد كه گاهي آخر هفته ها بشود با او به

7-پيك نيك رفت والبته حال و حوصله بيرون رفتن را داشته باشد

8- كمتر جوراب لنگه به لنگه بپوشد و لباسهاي زيرش را زود زود عوض كند

9- در برابر خوردن يك شام حاضري تشكر كند

10- اسم و آدرسش را به خاطر داشته باشد

11- چند هفته يك بار در تعطيلات آخر هفته اصلاح كند


::::در 62 سالگي::::

1- از بچه يي كوچك نترسد

2- به خاطر داشته باشد حمام خانه كجاست

3- براي منظم و با قاعده بودن او، نياز به خرج كردن پول زيادي نباشد

4- فقط هنگام خواب به آرامي خرخر كند

5- به خاطر داشته باشد كه چرا مي خندد

6- آنقدر توانايي داشته باشد كه بدون كمك قادر به ايستادن باشد

7- معمولا بتواند بعضي از لباسهايش را بدون كمك ديگران بپوشد

8- غذاهاي سبك را دوست داشته باشد

9- به ياد بياورد كه دندانهاي مصنوعي اش را كجا گذاشته است

10- به خاطر داشته باشد كه چه وقت آخر هفته است


::::در 72 سالگي ::::

1- نفس بكشد

2-كنترل ... خودش را از دست نداده باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

درد سرهای یک خانم روسی که زبان انگلیسی نمیدانست!

یك خانم روسی و یك آقای آمریکایی با هم ازدواج كردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز كردند .طفلكی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار كند.

  یك روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین كرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد.

روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست كه سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش  را باز كرد و به سینه خودش اشاره كرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد.

 روز سوم خانم ، طفلك می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا كند تا  این یكی را به فروشنده نشان بدهد. این بود كه شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد............

..

برای خواندن ادامه داستان  به پایین صفحه بروید

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خیلی منحرفید!

حواستون كجاست ؟

شوهرش انگلیسی صحبت می كرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

ماجراى فلسفه ، شنا و شرت مايو

روزی مرد جوانی هوس شنا کرده بود. بعد از اینکه مقداری تن به آب سپرد و خسته شد از دریا خارج شد  اما متوجه شد که امواج دریا شرت مایوی او را با خود برده. هراسان به اطراف نگاه کرد و در این حین سطلی آهنی را که کناری افتاده بود دید. با خوشحالی آنرا برداشت و بعنوان پوشش موفتی در جلو خودش نگاهداشت و به سمت ساحل رفت. همینطور که پیش میرفت، در ساحل دریا دختری را مشاهده کرد که در حال مطالعه بود. از سر کنجکاوی جلو آمد و رو به دختر خانم کرد و گفت: ببخشید شما چه کار میکنید؟ دختر گفت: مگر نمی بینی دارم کتاب می خوانم. پسر پرسید: میشه بگویید موضوعش چیه؟  دختر گفت: موضوعش درباره فلسفه است. پسر در باز هم پرسید: فلسفه؟ من که تا به حال نفهمیدم اصلا فلسفه یعنی چه؟ دختر گفت: خیلی ساده است. فلسفه یعنی اثبات چیزهایی که وجود خارجی ندارند. پسر که بیشتر کنجکاو شده بود سوال کرد: میشه یک مثال بزنی که  بهتر بفهمم. دختر رو به پسر کرد و گفت: مثلا همین سطلی که شما جلوی خودت گرفتی فکر میکنی که ته داره. در صورتی که ته نداره.......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

ماجرای دكتر و سه بیمارش +16


یه روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه .

دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟

مریض پاسخ میده: «من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم

و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم،

فهمیدم كه یكی با همسرم بوده!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن،

ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم،

یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.


من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!

دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله.

مریض بعدی دكتر بهش میگه :، به نظر میرسید كه تصادف بدی با یك ماشین داشته.

مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینكه حال شما خیلی بدتره!

بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده:

«باید بدونید كه من تا حالا بیكار بودم و امروز اولین روز كار جدیدم بود.

ولی من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و برای همین هم نزدیك بود دیر كنم.

من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیكنید؛

ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!

وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه كه حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.

دكتره در حالی كه شوكه شده بوده دوباره میپرسه «از كدوم جهنمی فرار كردی؟!»

خب، راستش توی یه یخچال بودم كه یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پایین
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

معادلات الاغی

مطلب زیر فقط جنبه طنز داره و ا صلا قصد جسارت به شما دوستان محترم را ندارد .
معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه
معادله ۲ 
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد - درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه
معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن - خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه
نتیجه گیری: 
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.
بنابرین داریم ...
مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول
و از فرضهای ۱و۲ نتیجه منطقی و اخلاقی میگیریم که:
مرد + زن = ۲ الاغی که با هم به خوشی زندگی می کنند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

هیچکس زبانش را نمی فهمد !

نظرات جمعی از دانشجویان ساکن در یک خوابگاه دانشجویی در مورد سوسک :
دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !
دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست !
دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !

دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !

دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد !دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست ، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !

دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !

دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش 32 گیگ است !
دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !
دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !
دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !
دانشجوی زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !
دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent
دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد ! 
دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !
دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !
دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !
دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست ، هیچکس تنها نیست !

   چاپ شده در ویژه نامه فجریس
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

يك هلو هزار هلو

رئیس‌جمهور پنج‌شنبه شب در گفت و گو با شبکه اول سیما درباره «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» و دلایل تغییر وزیر آن گفت: «همه مردم می‌دونن آقای دکتر لنکرانی از مدیران بسیار خوب کشورن، واقعاً موفق بودن. زحمت کشیدن، اصلاً من یه علاقه ویژه شخصی به ایشون دارم. انسان پاک و دوست داشتنی‌ست. در یه جا گفتم مثل هلو می‌مونه. آدم می‌خواد بخوره این جوون مؤمن واقعاً دلسوز کشور رو. کارم کرد واقعاً در. اما ما در بهداشت و درمان به یک تحلیلی رسیدیم، ما مطالعه کردیم وضع بهداشت و درمان کشور رو. خب نصف جمعیت کشور خانم‌ها هستن. بیش از نیمی از کادر پزشکی کشور هم خانم‌ها هستن. حالا می‌آیم توی ارزیابی بهداشت و سلامت و بیماری‌های کشور. خانم‌ها در اینجا آسیب‌پذیری‌شون بالاس. به دلایل گوناگون. خانم‌ها اصلاً بیان نمی‌کنن به خاطر حجب و حیایی که دارن، همه جا حاضر نیستن مشکلاتشون رو بیان کنن. خیلی وقتا از همسرشونم پنهان می‌کنن. . .»به سخنان فوق از چند منظر می‌توان نگاه کرد و خیلی نکات را می‌توان استخراج کرد از جمله:

1- اگر دکتر لنکرانی هلو باشد، وزیر اطلاعات چه میوه‌ای است؟
2- آیا همه جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» می‌مانند، باید بخوریم؟
3- فقط رئیس‌جمهور می‌تواند جوانان مؤمن و دلسوز کشور را که مثل «هلو» می‌مانند، بخورد، یا سایرین هم می‌‌توانند؟
4- آگهی: به چند جوان مؤمن و دلسوز مثل «هلو»، جهت خوردن نیازمندیم.
5- آیا دریافتن اینکه نصف جمعیت کشور زن هستند، 4 سال مطالعه لازم دارد؟
6- فهمیدن اینکه بیش از نیمی از کادر پزشکی کشور زن هستند، چطور؟
7- «دلایل گوناگون» آسیب‌پذیری خانم‌ها در بهداشت، درمان و بیماری‌ها چیست؟
8- آدم یا مریض هست، یا نیست. اینکه حجب و حیا نمی‌خواهد.
9- مگر بناست آدم مریضی‌هایش را داد بزند وسط خیابان. خب می‌رود یواشکی به دکتر می‌گوید.
10- اینکه شخصی مریضی‌اش را از همه، حتی همسرش پنهان می‌کند، چه ربطی به وزیر دارد؟ مگر وزیر می‌خواهد مطب بزند که دیگران باید رویشان بشود به او بگویند چه مریضی‌ای دارند؟
11- این وزارتخانه یک بخش «آموزش پزشکی» هم دارد. وضع آن چه می‌شود؟
12- با این اوضاع و احوال بیماری و بهداشت و حجب و حیا، وزیر چطور می‌خواهد مسائل را در هیأت وزیران مطرح کند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

گریه ی دختر(طنز)

برداشت اول
........
پسر
عزیزم دوست دارم
دختر
سکوت !!ضربان قلب نرمال

برداشت دوم
..........
پسر
چرا باورت نمی شه دوست دارم
دختر
سکوت! !در دل چرا؟ضربان قلب کمی بالا

برداشت سوم
.........
پسر
دیگه بدون تونمی تونم زندگی کنم
دختر
من نمی فهمم این چی می گه


برداشت چهارم
.........
پسر
اگه بگی دوسم نداری می رم اما بدون دوست دارم
دختر
ضربان قلب غیر طبیعی


برداشت پنجم
.........
پسر
سکوت..... . ..... بگو که دوسم داری با بغض
دختر
گریه.........دوست دارم


برداشت ششم
.......
پسر
!!لبخندیا نیشخند یا پوزخند
دختر
گریه

برداشت آخر
پسر
اضافه کردن یک بانوی محترم خر شده ی دیگه به لیست خر ها با همان نیشخند یا پوزخند یا لبخند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

اشعار طنز

از جمع من تا ضرب تو –راهي به جز تفريق نيست

دلخوش به مجذورم نكن – اينجا مگر تقسيم نيست

به راديكال عشق بيا – تا بشكند توان من

چيزي نچرخد بهتر است – سينوس من – آلفاي تو

واي دو اگر عاشق شود – بي پرده ايكس دو ميشود

چيزي شبيه معجزه – با جذر ممكن ميشود

گر ايكس داري در سوال – جايي براي ترس نيست

در انتهاي مسئله – ديگر مجال بحث نيست

 

دروغكي ايميل نده ، ايميل زدن راستي ميخواد
پي امهاي خوب قديم نگو كه يادت نمياد
تو يكي كه باكس منو پر كردي از ايميل فريب
مني كه نديده بودم آف لاينهاي عجيب غريب
تويي كه دل با پررويي به ريپلايهام بسته بودي
چه سخته باورش ولي تو منو نشناخته بودي
بازم ميگم تا بدوني كه آف دادن راستي ميخواد
دروغ نگو كه صادقي به لحن ميلهات نمياد
خوب ميدونم پشيموني
نميخواي بلوك بموني
پس قول بده تا ايميل بد جور نزني
ميتوني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گفت با آهی که او ســـــــــالار بود شهره در این شهر و این بازار بود

شوهری خوب و عزیز و مهـــربان تا جری خوشنام و مردمــــدار بود

هم به این علت شــدم من همسرش ورنه خیل عاشــــقان ، بسـیار بود

بچــه های خوب و ماهی داشـــتیم عشق ما بسـیار هـــــــــم پربـار بود

ده شکم یا بیشتر زایـــــــــــــیده ام مش صفر کی لحظه ای بیــــکاربود

شام میخورد او عسل با کاله جوش بعد از آن هم تاسحر بـــــــیدار بود

ای دریغــــــا کشت اورا قاتلـــــــــی قاتلی کاو مایــــــــــــه ی ادبـار بود

گفتمش دانی تو اســــــــــم قــاتلش گفت آری نـام او سیــــــــــــگار بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

سفر طنز

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:


گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

مرد بخیل (طنز)

روزي مرد بخيلي به يك موسسه لاغري مراجعه كرد تا لاغر شود.منشي به او گفت بفرماييد در چه سطحي مي خواهيد ثبت نام كنيد ؟ بخيل گفت : چه سطوحي داريد؟ منشي گفت : ما در اينجا در دو سطح ثبت نام مي كنيم يكي در سطح ويك (ضعيف) و يكي در سطح پاور(قدرت) اگر سطح ويك را انتخاب كنيد مبلغ ثبت نام يك ساعت و 1000 تومان است و اگر سطح پاور را انتخاي كنيد 2 ساعت و 3000تومان است . بخيل با خود انديشيد من كه زياد لاغر نيستم الكي چراسه هزار تومان بدهم و سپس سطح ضعيف را انتخاب كرد . وي را به مكاني در بسته هدايت كردند در آنجا دختر جوان و زيبايي ايستاده بود مسئول موسسه گفت : شما يك ساعت وقت داريد كه اين دختر را در اين مكان بسته گير بياندازيد ضمن اينكه با اين جست و خيز لاغر مي شويد اگر توانستيد او را كمتر از يك ساعت بگيريد باقي يك ساعت وي در اختيار شماست! پس بخيل بسيار خوشحال شد و بدنبال دختر دويد تا وي را بگيرد ولي دختر بسيار چابك بود و مرتب از دست وي فرار مي كرد تا اينكه بخيل در مكاني دختر را به چنگ انداخت ! اما هنوز اقدامي نكرده بود كه زنگ پايان يك ساعت به صدا درآمد! بخيل هر چه اصرار كرد كه پول يك ساعت اضافي را ميدهم و بگذاريد اينجا باشم افاقه نكرد و وي را از آن مكان بيرون كردند.بخيل با خود گفت :  فردا استثنائا خساست را كنار مي گزارم و سطح پاور را انتخاب مي كنم و دو ساعت آن مكان را كرايه مي كنم تا يك ساعت را صرف گرفتن دختر كنم و يك ساعت را .... پس روز بعد پيش منشي آن موسسه رفت و 3000 تومان زد به روي ميز و گفت سطح پاور لطفا!!! بخيل را به همان مكان ديروز هدايت كرده و در را نيز از آنطرف قفل كردند . اما شخص بخيل اثري از دختر درآنجا نديد ناگهان چشمش به مردي بسيار هيكلي و درشت اندام خورد! بخيل وحشت زده پرسيد تو كيستي و آن دختر كجاست ؟ شخص هيكلي گفت : آن دختر مربوط به سطح ضعيف است و من مربوط به سطح پاور و حالا من دو ساعت دنبال تو مي كنم و تو نيز دو ساعت وقت داري كه خودت را از چنگ من نجات دهي و فرار كني و گرنه ....
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

فین سحری:

فین سحری یکی از اصول غیر قابل انکار از عملیات های صبحگاهی می باشد،از ارکان مهم این عمل بصورت زیر شرح داده شده:

 

  1. به سر دستشوئی رفته
  2. شیر آب را باز کرده
  3. صورت را خیس کرده و به مماخ خود مقداری آب رسانده تا طراویده(مرطوب) شود
  4. نفس عمیقی کشیده
  5. خم شده
  6. و به صورت انفجاری هوا را از مجرای مماخ خارج می کنیم
  7. شما می توانید چند بار این کار را انجام دهید

 

فواید فین صبحگاهی به هزاران هزار می رسد که ما به چند نکته کفاف می نمائیم:

  1. نفس عمیق دیافراگم را قوت می بخشد.
  2. انبساط و انقباض حاصل شده شیکم را آماده ی دفع جریانات روده ای به صورت کامل می کند.
  3. انسان را با صدای خود می لرزاند و او را آماده ی انجام فعالیت های سخت روزانه می کند.
  4. انگشتان دست را قوی تر ساخته .
  5. ماهیچه های شکم و ران تقویت می شوند.

 

خطرات:

1.      امکان این خطر می باشد که مواد درون مماخ به لباس شخص بچسبد و" ای وا وایلا " حالا بیا لباستو پاک کن

2.      در صورت فشار زیاد امکان وقوع صدای دیگر از جاهای پایینی هستیم

3.      در صورت فشار های خیلی بالا مماخ و گوش جلا داده می شوند

4.      وضعیت " اوضاع خراب" که خطر مرگ دارد این است فرد خود را چیز کند...

 

شاعر می گوید :

آی! فین سحری ،صبر کن... ما را با خود ببر از دماغ ها.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

اصول اس م اس بازی حرفه ای ... !!

•           کله سحر به کسی اس ام اس ندهید و به قول معروف (جواد بازی در نیارین)

 

 

•           اگر کسی مدام از روی بیکاری برای شما اس م اس می دهد, برایش اس م اس میدی : (ستاد مبارزه با کرم های شبانه..... بفرمایید........)

 

 

•           اگر خواستید با کسی رفیق اس ام اسی شوید صبح بعد از صبحانه به او پیام می دهی (صبح بخیر...) ظهر، پس از صرف نهار می دهی (ظهر بخیر) و شب ها نیز پس از صرف شام پیام می دهی (شب بخیر) و بعد از این کار یک یا علی گفته و مدام برایش انواع و اقسام اس ام اس را می دهی و آنقدر این کاررا ادامه می دهی تا مجبور شود جواب دهد.

 

 

•           یادتان باشد که در اس ام اس بازی لوتی گری حرف اول رو می زنه و اگر یکی از دوستان به علت بدهی بالای اس ام اس توان اس ام اس فرستادن را نداشت و شما بایددست در جیب مبارک کرده و به او بگویی ( از این به بعد من قبض موبایلت رو حساب می کنم ).

 

 

•           فقط اس ام اس ندهید و هر از چند گاهی زنگی بزنید و حرفای High Class بزنید و دقت داشته باشید که آنقدر High Class نشود که خوابتان بگیرد!

 

 

•           اگر احساس کردید که یکی از دوستانتان علاقه گذشته را برای این که با شما بازی کند را ندارد از روش عواطف اس ام اسی استفاده می کنید. در این روش شما باید کلماتی را به کار ببرید که احساسات طرف مقابل را دگرگون سازد و علاقه اش بیش از پیش به شما گردد : ( ای دوست اس ام اسی تنهایی بی کسی من.....در کویر دلم تو کسی را راه نمی دهم .....). البته ممکن است مجبور شوید در سال به بیش از پنجاه نفر این را بفرستید که البته به خوئتان بستگی دارد !

 

 

•           اگر خواستید حال کسی رو بگیری وقتی گفت بلافاصله و بدون معطلی همان اس ام اس هایی را که برای تو فرستاده بود را برایش می فرستی ! در این مرحله باید انت کنی که سرعت عملت به گونه ای باشد که انقدر برای او اس ام اس برسد که فرصت اس ام اس فرستادن به شخص مورد نظرش را نکند !

 

 

•           همیشه 2 الی 3 خط در دسترس داشته باشید و اس ام اس هایتان را با خط های مختلف بفرستید چون جدیدا خیلی کلاس داره ؟

 

 

•           اگر دوست داری مدام برات اس ام اس بیاد ایرانسل بخر چون آنقدر برات اس ام اس می ده که اس ام اس رو خز می کنه !

 

 

•           دقت داشته باشید که اگر کسی در روز برات یک اس ام اس داد یعنی از ذهنش پاک نمی شی، اگر دوتا داد بدون دوستت داره ،اگر سه تا داد یعنی خیلی علاقه داره و اگر بیشتر داد بدون که مریضه !

 

 

•           همیشه سعی کنید وقتی اس ام اس بدهید که مطمئن باشید دوستتان در خواب عمیق به سر می برد شما نیز بتوانید با این اس ام اس او را از خواب ناز بیدار کنی و عمل مزاحمت را به نحوی شایسته اجرا نمایید.

 

 

•           وقتی برات اس ام اس می یاد مثل ندیدبدیدها نپر جلوی گوشی....!چون اگر کسی پیشت باشه متوجه می شه که واقعا ندیدبدیدی !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

مشخصات يك پسر خوب از ديد افراد مختلف

از ديد مامان بابا يه پسر خوب بايد

 

 

 

1-تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن اين کلکا که اول مي ديد يه پسر صحبت کنه و اينام قديمي شده اصلا کلا اگه يه نفر چه دختر چه پسر به يه اقا پسر خوب زنگ بزنه يعني اقا پسره دوست دختر داره)

 

2-درس خون باشه(يه چيز تو مايه هاي بچه عقدس خانوم اينا باشه يعني از صبح تا شب درس بخونه .......در غير اين صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شايدم معتاده)

 

3-پولکي نباشه (تا روزي 1000 تومن معقوله ولي از اون بيشتر يا دوست دختر داره يا معتاده)

 

4-سرشب خونه باشه (البته يه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه بايد بيرون بره.........در بقيه شرايط حتما دوست دختر داره يا معتاده)

 

5-در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غير اين صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)

 

6-در ضمن تو حمومم زياد لفطش نمي ده................

 

 

 

از ديد حراست دانشگاه:

 

 

 

1-بالاي 2 سانتي متر ريش داشته باشه(در غير اين صورت کافره)

 

2-پيراهنش رو شلوارش باشه (در غير اين صورت زيگوله)

 

3-عضو فعال بسيج باشه(در غير اين صورت دشمنه)

 

 

 

از ديد دخترا يه پسر خوب بايد:

 

 

 

1-سوار اسب باشه(اگه نباشه بي کلاسه........البته اسبه سفيد باشه بهتره)

 

2-عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله)

 

3-پولدار باشه(اگه نباشه که خداييش به چه درد مي خوره؟هااااااا....اخه پسري که نتونه روزي 20000تومن خرج کنه که به درد جرز ديوار مي خوره .نه؟

 

4-هيچ دختري رو قبل از من نديده باشه(مگه مي شه؟)

 

5-سريع بعد از يک ماه دوستي بياد خواستگاري(نياد که مخ زني بي فايدست)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

حکایت سیلی ملا

يک روز يک نفر سر بگو مگو به ملا نصر الدين سيلي ميزنه ، ملا هم اونو به دادگاه مي کشه و ديّه ي سيلي رو مي خواهد .

قاضي از مرد مي خواهد که يک سکه به ملا بده . مرد به بهانه ي آوردن سکه از دادگاه فرار ميکنه .

ملا که متوجه فرار اون ميشه ، يه سيلي در گوش قاضي مي خوابونه و به قاضي ميگه : وقتي اومد ، سکّه رو خودت بردار !!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

آی دانشمند....


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

طنزواره

زن در ضرب المثل های ملل

جون من بخور

جنگل مرگ

روش هاي نوين مردم آزاري

تفاوت هاي اصلي زنان و مردان

فرهنگ لغت ايراني از زبان طنز

رسم زمونه

انواع سکس

تفاوت ایرانیا با اروپاییا

50 روش مردم آزاری

سلام بابا

همخوانی ترانه ها و شرع

تخت خواب

گفت وگوی مادر با دختر فریب خورده اش

مشکلات زندگی

شهر هرت

یکی تو ... یکی ...

عشق خر

دليل اصلي به دانشگاه رفتن

پخش فيلم آفتابه در پاسخ به فيلم فتنه

4 دانشجو دروغگو

در وصف زن ذلیلان!

خواستگاری. (یه کم قدیمیه ولی جالبه!)

ضرب المثل ها و تعبيرات عاميانه

ترین های ایرانی

قم قزوین نیست!

طنز تصویری: زندگی نامه Mr President!(محمود احمدی نژاد)

آي كيوهاي انگليسي!

دبیرستان های دخترانه و............

دانشگاه آزاد

ترانه اي برای خواهران بسيجي

شعر تو شعر

اشعار عوض شده!

اندر شناسایی بچه مثبت !!!

سیر تکاملی مخ زدن !!!

پسر خلاف همسایه

داستان خرس و کلاغ

موضوع انشا: مرده شورها

موضوع انشا: پدر

شعر سیاوش قمیشی (طنز سکسی)

آیا می دانید؟ (طنز ایرانیان)

مزایای همه گیر شدن موبایل

داستانهایی جالب و خنده دار از ملانصرالدين!!!

دستور زبان اصفهاني

توجیه قول نشدن در کنکور!

داستانک: درسی از زندگی در چند سطر

آداب مهمانی (نیمه طنز)

سوالات سر کاری!

داستان شخصیتهای کارتنی در سال 2008

اختراعات زنان و مردان!

درد دل دختر با مادر

عشق در قرن 21

حافظ در عصر جدید

راننده زن را چطور بشناسيم (طنز)

 کبریت

زن از دیدگاه علم شیمی

چگونه ترشيده نشويم

زني دارم ،فلك تايش نديده (شعر طنز)

چگونه روي اعصاب يه دختر پياده روي كنيم

 اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟

آموزش مهماني رفتن به سبک اصفهاني

حکايت جواني که ساعت نداشت

خصوصيات دانشجويان دختر

دست کاري ضرب المثل ها.....

عاقبت جنس مذکر !!!

فرشته نگهبان (داستانک طنز)

برنامه هفتگي خانم هاي ايراني - همش آشپزي آخه؟

چگونه دل پسرها رو ببريم

مست و دیوانه(طنز)

پیغامگیر شاعران

احکام چت در اسلام

نامه مادر غضنفر به غضنفر

سرشماری در شهرهای مختلف ایران

روش های دوست پسر پیدا کردن

خاطرات یک مرد گوزوک

خواستگاری در ادوار مختلف!!

جدول قطعی برق! (طنز)

شعر کس شعر!

عروس خانم دوشیزه.... آیا وکیلم شما را

آزمايش اعتياد

چگونه زن ذلیل خوبی باشیم

زشت ترین زن دنیا

حکایتی واقعی !

تست زن ذلیلی یا مرد سالاری

کنکووور زن و سیاست !!

دلايل افتخار آقايان وخانمها

 کارهايي که ميشه تو آسانسور انجام داد

و خداوند خر را آفريد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط رضا  |