تبليغاتX
♥☺☻جوک و SMS عکس خفن☻☺♥

♥☺☻جوک و SMS عکس خفن☻☺♥

♥☺☻...........اس ام اس - جوک - عکس - داستانک - معما - شعر...........☻☺♥

۳۰ جمله کوتاه از دکتر شریعتی:

۱/ سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت.(مجموعه آثار ۷)

۲/ جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم.(۱(

۳/ بشر » یک بودن است و «انسان » یک شدن.

۴/ مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی و زاده انسان بودن است.

۵/ آگاهی اگر چه به رنج ، ناکامی و بدبختی منجر شود ، طلیعه راه و طلیعه روشنایی ، طلیعه نجات بشریت است ،… از جهلی که خوشبختی ، آرامش ، یقین و قاطعیت میآورد ، هیچ چیز ساخته نیست.(۶(

۶/ پیروزی یکروزه به دست نمی آید ، اما اگر خود را پیروز بشماری ، یکباره از دست میرود.(۷(

۷/ انسان به میزانی که می اندیشد ، انسان است، به میزانی که می آفریند انسان است نه به میزانی که آفریده های دیگران را نشخوار می کند.(۷(

۸/ باید دانست که بزرگترین معلم برای به دست آوردن استقلال و شخصیت ملی خودش دشمنی است که استقلال و شخصیت ملی اش را از او گرفته است.(۹(

۹/ عرفان دری است به دنیای دیگر ، که باید باشد و هنر، پنجره ای به آن دنیا است

۱۰/ انتظار آمادگی است نه وادادگی

۱۱/ علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست

۱۲/ آنگاه که کمیت عقل می لنگند، نیایش بلند ترین قله تعبیر را در پرواز عشق در شب ظلمانی عقل پیدا می کند.(۵(

۱۳/ اسلام علی بر این سه پایه استوار است : مکتب، وحدت ، عدالت

۱۴/ توده مردم به یک آگاهی نیاز دارند و روشنفکر به ایمان

۱۵/ ۱۵/ شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمنش را نمی کشد رسوا می کند.

۱۶/ چه فاجعه ای است که باطل به دستی عقل را شمشیر می گیرد و به دستی شرع را سپر.(۷(

۱۷/ تقلید نه تنها با تعقل سازگار نیست ، بلکه اساسا کار عقل این است که هرگاه نمی داند ، از آنکه می داند تقلید می کند و لازمه ی عقل این است که در این جا خود را نفی نماید و عقل آگاه را جانشین خود کند.(۲۲(

۱۸/ لازمه ی توحید خداوند ، توحید عالم است و لازمه ی توحید عالم توحید انسان است.(۲۶(

۱۹/ وقتی عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرو می آورد.(۱)

۲۰/ عشق عبارت است از همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن ، این انتخاب بزرگی است ، چه انتخابی!.(۲۰(

۲۱/ وارد کردن علم و صنعت ، در اجتماع بی ایمان و بدون ایدوئولوژی مشخص ، همچون فرو کردن درخت های بزرگ و میوه دار است در زمین نامساعد در فصل نا مناسب.(۲۹(

۲۲/ فلسفه زندگی انسان امروز در این جمله خلاصه می شود : فدا کردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی.

۲۳/ هیچ چیز به وسیله دشمن منحرف نمی شود ، دشمن زنده کننده دشمن است ، بلکه آنچه که یک فکر و یک مذهب را مسخ می کند ، دوست است یا دشمنی که در جامعه ، دوست، خودش را نشان می دهد.(۱(

۲۴/ هنر تجلی روح خلاق آدمی است، هنر با مذهب خویشاوندی دیرین دارد… هنر یک ذات عرفانی و جوهر احساس مذهبی دارد.(۹(

۲۵/ جهل، نفع و ترس عوامل انحراف بشری

۲۶/ از تنهایی به میان مردم می گریزم و از مردم به تنهایی پناه برم

۲۷/ آنان که « عشق » را در زندگی «خلق » جانشین « نان » می کنند، فریبکارانند، که نام فریبشان را « زهد» گذاشته اند.

۲۸/ مردی بوده ام از مردم و میزیسته ام در جمع و اما مردی نیز هستم در این دنیای بزرگ که در آنم و مردی در انتهای این تا ریخ شگفت که در من جاری است و نیز مردی در خویش و در یک کلمه مردی با بودن و در این صورت دردهای وجود، رنج های زیستن، حرف زدن انسانی تنها در این عالم ، بیگانه با این «بودن»!

۲۹/ هر کس مسیحی دارد، بودایی که باید از غیب برسد ، ظهور کند ، بر او ظاهر گردد و نیمه اش را در بر گیرد و تمام شود. زندگی جستجوی نیمه ها است در پی نیمه ها ، مگر نه وحدت غایت آفرینش است ؟ پروانه مسیح شمع است ، شمع تنها در جمع ، چشم انتظار او بود ، مگر نه هر کسی در انتظار است؟

۳۰/ چه قدر ایمان خوب است! چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر ! دروغ می گویند ، دروغ ، نمی فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند.
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟
اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد ؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست ؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها که می خواهند معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت   توسط رضا  | 

میان قلب من اندوه جاریست...




میان قلب من اندوه جاریست
دلم تنها و بی کس چون قناریست
چو گل در خاک گلدانی غریبه
درون پوسیده و ظاهر بهاریست
شکستم سوختم طاقت سر آمد
بگو با من:دوایت بردباریست
که را گویم در این فربت خدایا
مرا در سینه زخمی سخت کاریست
درون قاب کوچک زنده ماندن
نشان از لحظه های بی قراریست
نمی دانم چرا غم آشنایم
همیشه شادی از قلبم فراریست
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت   توسط رضا  | 

اشعار طنز

از جمع من تا ضرب تو –راهي به جز تفريق نيست

دلخوش به مجذورم نكن – اينجا مگر تقسيم نيست

به راديكال عشق بيا – تا بشكند توان من

چيزي نچرخد بهتر است – سينوس من – آلفاي تو

واي دو اگر عاشق شود – بي پرده ايكس دو ميشود

چيزي شبيه معجزه – با جذر ممكن ميشود

گر ايكس داري در سوال – جايي براي ترس نيست

در انتهاي مسئله – ديگر مجال بحث نيست

 

دروغكي ايميل نده ، ايميل زدن راستي ميخواد
پي امهاي خوب قديم نگو كه يادت نمياد
تو يكي كه باكس منو پر كردي از ايميل فريب
مني كه نديده بودم آف لاينهاي عجيب غريب
تويي كه دل با پررويي به ريپلايهام بسته بودي
چه سخته باورش ولي تو منو نشناخته بودي
بازم ميگم تا بدوني كه آف دادن راستي ميخواد
دروغ نگو كه صادقي به لحن ميلهات نمياد
خوب ميدونم پشيموني
نميخواي بلوك بموني
پس قول بده تا ايميل بد جور نزني
ميتوني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گفت با آهی که او ســـــــــالار بود شهره در این شهر و این بازار بود

شوهری خوب و عزیز و مهـــربان تا جری خوشنام و مردمــــدار بود

هم به این علت شــدم من همسرش ورنه خیل عاشــــقان ، بسـیار بود

بچــه های خوب و ماهی داشـــتیم عشق ما بسـیار هـــــــــم پربـار بود

ده شکم یا بیشتر زایـــــــــــــیده ام مش صفر کی لحظه ای بیــــکاربود

شام میخورد او عسل با کاله جوش بعد از آن هم تاسحر بـــــــیدار بود

ای دریغــــــا کشت اورا قاتلـــــــــی قاتلی کاو مایــــــــــــه ی ادبـار بود

گفتمش دانی تو اســــــــــم قــاتلش گفت آری نـام او سیــــــــــــگار بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط رضا  | 

اس ام اس و شعر های عاشقانه (لاو!)

من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چه زود بردی از یاد

من حبه ی قند کوچکی بودم که
از دست تو در پیاله ی چای افتاد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

مرا دید و نشناخت
این بود درد ...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  
من و تو

برای رسیدن به هم

هیچ چیزی کم نداریم

به غیر از

یک معجزه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

چه بسیار نگاه ها ...

  در جهان سرگردانند كه در چشمی جای گیرند

 و چه بسیار فریادهایی كه بر سنگ خاموش بوسه میزنند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگتنهاییم تنها ترین باشی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

قلبم را در مجرای کهنه ای پنهان می کنم، در اتاقی که دریچه ایش نیست. از مهتابی به کوچه ی تاریک خم می شوم و به جای همه ی نومیدان می گریم...........!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  
صدای پای تو كه می روی

و صدای پای مرگ كه می آید...

دیگر چیزی را نمی شنوم !

(حسین پناهی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  
دل بستن شبیه یه  قصه ست

 با یکی بود شروع می شه و
 با یکی نبود پایان می گیره !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


همیشه سخت ترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یکی کلمه است

((میگذرد))

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش، آخه پاییز و زمستونش میشه رنگ بهارش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


بودنت یک جور   نبودنت یک جور   در این دنیای جور وا جور دوست دارم بد جور.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

من تو را ای عشق از کف داده ام. هم خودم را هم تو را گم کرده ام . آن من عاشق ، من دیوانه ، من نمیدانم کجا گم کرده ام. من نشانی های خود را می دهم . یک نفر باید مرا پیدا کند . یک نفر باید که با طوفان عشق ، این برکه خشکیده را دریا کند /.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  


دنیا روخیلى كوچیك مى بینم كه بخوام بگم

یه دنیا دوست دارم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

آنچه كه هستی هدیه ی خداوند به توست  و آنچه كه می شوی هدیه تو به خداوند است پس بی نظیر باش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

ای مایه اصل شادمانی ، غم تو / خوش تر از حیات جاودانی ، غم تو

از حسن تو رازها به گوش دل من / گوید به زبان بی زبانی ، غم تو  . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

 بی تو گلشن چو زندونه به چشمم / گلستون آذر ستونه به چشمم

بی تو آرام و عمر زندگانی / همه خواب پریشونه به چشمم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

دور بودن از عزیزان مشکل است / امتحان با وفائی ، در جدائی حاصل است

گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق/ دوریت دریا و یادت صاحل است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

ای از خدا رسیده ، ای که تمام عشقی / در چسم خالی من ، روح کلام عشقی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن

و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

سیل دریا دیده هرگز باز نمیگردد به جوی / نیست ممکن هرکه عاشق شد

مگر عاقل شود . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم

عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

روزم خوش است ، چراکه برای تو میخوانم

شبم خوش است ، چراکه برای من میخوانی

روزگارم خوش نیست ، چراکه باهم نمیخوانیم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

غمناک ترین ناله دلم ، بهانه دیدن توست ، تو بگو با دل بی قرارم چه کنم ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

گریه کن ای ابرک من همچون ستاره بر زمین

روز میلاد مرا در شب بی صحر ببین . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

عشق است در فال همه ، جز من که دارم واهمه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

در ان زمان که وفا قصه برف و تابستان است ، و صداقت گل نایابی است

به چه کسی باید گفت ، با تو خوشبخت ترین  انسانم . . . ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

کاش میشد همچو  آواز خوش یک  "دوره گرد"

زندگی را بار دیگر ، دوره کرد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

بعد تو دگر هستی ما پا نگرفت / بعد از تو کسی در دل ما جا نگرفت

در کلبه تنهائی خود پوسیدم / بعد از تو کسی سراغ ما را نگرفت . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی

و دل خسته من میترسد که تو پژمرده شوی

که تو مرا به فراموشی شب ها سپری

که مبادا به دلم زنگ سیاهی بزنی

و به شب های امیدم تو تباهی بزنی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

گر تو را با ما تعلق نیست ، مارا شوق هست

گر تو را بی ما صبوری هست ، ما را تاب نیست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

زندگی در گذر حادثه هاست ، گاه تلخ است و گهی شیرین است

دل ما در پس این تلخی و شیرینی هاست ، صاف و صادق بماند زیباست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

من غروب غم انگیز خورشید را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تو را میبینم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 

دل من ترانه دارد ، غم عاشقانه دارد / به هوای روی ماهت ، همه شب بهانه دارد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  
 

بازدلم یادشمامیكند یادهمان لطف وصفا میكند

این دل بی كینه همیشه تورا

برسر سجاده  دعا میكند

گرچه درون دل ماجای توست

بازدلم یادشما میكند

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

آی دانشمند....


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت   توسط رضا  | 

شعر و قطعه های ادبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط رضا  |